فرزند دیگر ابراهیم(ع) اسحاق نام داشت طبق روایات 5 سال از اسماعیل(ع) كوچكتر بوده و ولادتش در شام اتفّاق افتاده و مادرش ساره كه همسر رسمی ابراهیم(ع) بوده است .

بشارت ولادت اسحاق(ع) را فرشتگان الهی به ساره و ابراهیم(ع) داده و در سه جای قرآن ذكر شده . سوره هود ، سوره حجر ، سوره ذاریات و عنكبوت .

روایت است كه شبی سه میهمان به خانه ابراهیم(ع) آمده و ابراهیم(ع) كه مردی میهمان دوست بود گوساله ای را برشته كرده و سر سفره گذاشت ولی متوجه شد آنها به غذا دست نمی زنند ابراهیم(ع) ترسید و ترس خود را بروز داد .

ترس او یا به خاطر این بوده كه 3 جوان نیرومند را در خانة خود دیده و ترسید كه آنها قصد اذیت و آزار خواهند داشت و یا متوجه شد كه آنها فرشته هستند و برای عذاب قوم او آمده اند .

بهر حال فرشتگان كه اضطراب ابراهیم(ع) را دیدند به او گفتند : نترس كه ما فرستادگان خداوند هستیم و نام ما جبرئیل و میكائیل و اسرافیل است و مأمور نابودی قوم لوط هستیم و بشارتی برای تو داریم اول بدنیا آمدن اسحاق(ع) و به دنبال آن یعقوب(ع) .

ساره با شنیدن این مطلب خندید كه خود پیرزنی و ابراهیم(ع) پیرمردی فرتوده ای میگویند درآن وقت ساره 90 یا 98 سال و ابراهیم (ع) 100 تا 120 سال داشته است .

فرشتگان گفتند : از كار خدا تعجب می كنی كه براستی رحمت خدا و بركتهای او بر شما شامل بوده و او ستوده و بزرگوار است .

به هر حال اسحاق(ع) به دنیا آمد و بزرگ شد و با زنی به نام ( رفقه ) كه فامیل و عشیره خود او بود ازدواج كرد و از او دو فرزند به نام ( عیص و یعقوب ) به دنیا آمدند و هر دو در یك زمان و در یك شكم .

اسحاق(ع) ، عیص را بیش از یعقوب دوست می داشت و رفقه یعقوب را .

عیص بزرگ شد و دختر عمویش ( دختر حضرت اسماعیل(ع) ) را به همسری گرفت كه نامش ( بسمه ) بود .

و یعقوب(ع) دختر دائیش كه نامش ( لیا ) بود را به همسری گرفت و از او هفت فرزند پیدا كرد و سپس لیا از دنیا رفت و یعقوب خواهر او را به همسری گرفت و یوسف بنیامین را نیز

به دنیا آورد و نام همسر دوم یعقوب(ع) كه مادر یوسف(ع) بوده ( راحیل ) نام داشت .

مدت عمر و مدفن اسحاق (ع) و مادرش ساره

عمر اسحاق(ع) را 160 تا 180 سال گفته اند و مدفن آن حضرت در حبرون همان شهر ابراهیم خلیل(ع) می باشد و ساره نیز با 127 سال زندگی در همان شهر دفن شده .